نمایش جزییات نمایش جزییات

گزارشی از نشست تخصصی " تأثیر نظام بین‌الملل بر سیاست خارجی چین "

 

نشست تخصصی

تأثیر  نظام بین‌الملل بر سیاست خارجی چین

 

گروه مطالعات منطقه‌ای دانشکده حقوق و علوم سیاسی در تاریخ دوشنبه 7 اسفند 1396، در نشستی تخصصی با حضور  دکتر جائو گوانگ چنگ، استاد انستیتو مطالعات خاورمیانه دانشگاه نورث وست (دانشگاه شمال غرب ) چین و دکتر بهزاد شاهنده، استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران، " سیاست خارجی چین تحت تأثیر نظام بین‌الملل و بخصوص تاثیرآن بر روابط چین با کشورهای خاورمیانه " را موردبحث و بررسی قرارداد.

در ابتدای جلسه دکتر شاهنده، ضمن معرفی دکتر جائو، در خصوص تحولات جدید در چین و تأثیر آن بر معاملات آینده آن کشور با دنیا مطالبی را بیان کرد. او درباره تصمیم‌گیری‌های کنگره نوزدهم، ازجمله: از بین رفتن محدودیت زمانی برای دوران ریاست جمهوری و دبیر کلی حزب کمونیست در چین، همچنین آماده‌سازی 5 شخصیت مهم برای بررسی و بر عهده گیری سیاست خارجی چین توسط  شی جین پینگ رییس‌جمهور، اطلاعاتی را ارائه داد.

سپس دکتر جائو، سخنرانی خود را آغاز کرد و در چندپخش مطالب خود را  بیان داشت:

-        نظم بین‌الملل در جهان دوقطبی و اینکه در این شرایط، نظام غالب وجود ندارد.

-        نظم بین‌الملل پس از پایان جنگ سرد. یگانه ابرقدرت، قدرت بی‌نظیری در دست دارد تا جایی که مکانیزم موازنه قدرت ثمر نمی‌بخشد.

-        بحران هویتی و دوراهی‌های دیپلماتیک چین. از تأسیس جمهوری خلق در سال 1949، چین به مدت 30 سال کشوری انقلابی بوده است. سیاست خارجی‌اش از (تمایل به یک‌طرف) به (دو مشت آهنین)، سپس به (خط واحد، قطعه بزرگ) در اواخر دهه 1960، تبدیل شد. چین با این دیپلماسی انقلابی، قیمت سنگینی را پرداخت که در آخر دهه 70مجبور به (اصلاح و باز کردن درهای خود به روی جهان خارج) شد. اجرای این سیاست در 40 سال گذشته قدرت چین را به‌جایی بالا آورده که حتی دومین کشور بزرگ جهان نامیده شده است.

-        بحران هویتی ناشی از ابهام منافع. یک کشور طبق منافعش سیاست خارجی را تهیه می‌کند. ولی این منافع رعایت شده عینی و از قبل داده‌شده نیست، بلکه از طرف تصمیم‌گیرندگان حکومتی تصور شده است.در جریان تصمیم‌گیری، سیاست‌گذاران منافع را از دو جهت ملّت و حکومت می‌پندارند، بدین‌جهت منافع ملّی و منافع حکومتی کنار هم به وجود آمده است. هر چه به منافع ملّی نزدیک‌تر باشد، بهتر می‌تواند منافع کشور تحقق و رفاه مردم ارتقاء یابد و برعکس.

-        قیمت پیروی از شوری. درنتیجه پیروی از شوروی، چین حکومت مستبد، اقتصاد برنامه‌ریزی، قحطی بزرگ (بیش از هفتاد میلیون نفر از گرسنگی گشته شدند) را متحمل شد.

-        بهبود روابط چین و آمریکا و باز شدن درهای چین به روی جهان. از اواخر دهه 1960، شوروی به دشمن درجه اول برای آمریکا و چین تبدیل شد. دو کشور تنش‌زدایی با یکدیگر را وزنه‌ای در مقابل سیاست تهاجمی شوروی تلقی کردند. در اوایل 1972، رییس جمهور ریچارد نیکسون به چین سفر کرد. همزمان با برقراری روابط رسمی بین چین و آمریکا، چین شروع به اجرای سیاست (اصلاحات و باز شدن درهای خود) کرد.

-        دوراهی دیپلماتیک چین. منافع ملی مستلزم آن است که کشور داخل سیستم بین‌المللی شود و با آمریکا به‌عنوان هژمون موافقت و همکاری کند. چون تاریخ انتقال قدرت بین‌المللی نشان می‌دهد کشورهای نوظهور که هژمون را به چالش کشیدند، براثر ضربه‌های هژمون شکست خوردند، ازجمله شوروی و آلمان؛ آن‌هایی که با هژمون همکاری می‌کردند به‌طور مسالمت‌آمیز جایش را گرفتند. (آمریکا).

-        بازگشت آمریکا به آسیا و اقیانوس آرام. درنتیجه اغراق در توسعه اقتصادی، تبلیغات ضد آمریکا، شتاب‌زدگی دیپلماتیک در سالهای اخیر، ابتکار خلق  ارزش­های متفاوت با غرب و حمایت بدون قید و شرط از روسیه از طرف دولت چین، آمریکا از اواخر ریاست جمهوری اوباما، از خاورمیانه عقب‌نشینی کرده، استراتژی بازگشت به آسیای شرقی (تعادل دوباره آسیا و اقیانوس آرام) را پیش گرفت. دولت ترامپ استراتژی (آسیا و اقیانوس آرام) را به (اقیانوس­های هند و آرام) گسترش داد، و سعی دارد با ژاپن، هند و استرالیا اتحادیه‌ای را جهت محاصره چین تشکیل دهد.

-        سیاست چین در خاورمیانه. در منطقه خاورمیانه، چین با محدودیت بیشتری روبرو می‌شود. ازیک‌طرف، اکثریت کشورهای خاورمیانه به ترتیب از حوزه نفوذ آمریکا یا روسیه‌اند. روابط نزدیک چین با آن‌ها با نگرانی و حتی مخالفت این دو قدرت روبرو می‌شود.از طرف دیگر، چین هنوز یک قدرت بزرگ جهانی محسوب نمی­شود. مهم‌ترین منافعش در مناطق همسایه متمرکزشده است، هنوز منافع حساس در خاورمیانه ندارد .اساس سیاست چین در خاورمیانه این است که روابطش با آمریکا و دیگر کشورهای بزرگ برتری دارد. چین اجازه نمی­دهد که سیاستش در خاورمیانه­، وضعیت کلی روابطش با کشورهای بزرگ را خراب کند.

-        سیاست چین در ایران. هر دو کشور چین و ایران، از قدیمی‌ترین تمدن­های جهان هستند که با سرگذشت فراوان از قدرتمندی و ضعف، شکوه و تحقیر، تا زمان معاصر دوام یافته­اند. در جریان تاریخ طولانی، دو کشور هیچ جنجال و زدوخورد، و حتی تضاد قابل‌توجهی نداشته‌اند.  تاریخ شاهد روابط دوجانبه دوستی، همکاری و پشتیبانی آن‌ها از یکدیگر بوده است. چین از تحریم و فشار آمریکا بر ایران حمایت نمی‌کند و علاقه زیادی نسبت به توسعه روابط با ایران دارد. در سال­های اخیر، چین برای گسترش روابط دوجانبه با ایران تلاش­های فراوانی کرد، درحالی‌که ازنظر دور نمی‌داشت که آمریکا را زیاد خشمگین نکند.