اخبار و رویدادها اخبار و رویدادها

گزارشی از سخنرانی " نقش دانشجویان افغانستانی مقیم ایران درروند پیشرفت و توسعه افغانستان "

 

نقش دانشجویان افغانستانی مقیم ایران درروند پیشرفت و توسعه افغانستان

با تلاش مرکز مطالعات عالی بین‌المللی، سخنرانی تحت عنوان "نقش دانشجویان افغانستانی مقیم ایران درروند پیشرفت و توسعه افغانستان " با حضور و سخنرانی  معاون علمی و پژوهشی دانشگاه اشراق افغانستان، جناب آقای دکتر سید مهدی افضلی در تاریخ 11 اسفند 1395در سالن این مرکز برگزار شد. دکتر افضلی قبل از پرداختن به نقش و تأثیر دانشجویان افغانستانی مقیم ایران  بر توسعه این کشور، ابتدا  با تأکید بر مفاهیمی چون توسعه، پیشرفت و تجدد، محورهای سخنرانی خود را حول این مفاهیم دانستند و در این رابطه از چهار محور نام بردند:

  1. بحث مقدماتی در رابطه با مدرنیسم و مسائل مربوط به آن،
  2. بحث روند توسعه‌گرایی در افغانستان،
  3. بحث ظرفیت محصلان افغانستانی مقیم ایران ،
  4. راهکارها و راهبردهایی که منهی می شود به بحث توسعه

در رابطه با توسعه از دو رویکرد نام بردند: نخبه گرایانه و جامعه گرایانه و در ادامه افزودند: در رویکرد نخبه گرایانه توسعه از بالا به پایین اتفاق می افتد و قلم، طلا و شمشیر جامعه را می چرخاند. برعکس آن در رویکرد جامعه گرایانه ، یک خودآگاهی جمعی، یک نیروی فکرعمومی اتفاق می افتد که برمبنای آن تشکل­ها، انجمن ها و جامعه مدنی شکل می­گیرد.

درجامعه ای مثل افغانستان با توجه به وضعیت عمومی جامعه که میزان سواد و دانش و تجاربی که در توده مردم وجود دارد، ما ناگزیر از نخبه گرایی هستیم.

در دنیای اسلام چهار رویکرد در رابطه با توسعه گرایی مطرح است:

  1. رویکرد سنت گرایانه که خودسازی فردی، تربیت خود، اخلاق اجتماعی  را مد نظر دارد. دراین رویکرد نباید سنتگراها را با سنتی ها اشتباه گرفت.
  2. رویکرد بنیادگرایانه که در دنیای اسلام بخصوص در دوره معاصر تبدیل به یک آفت شده است و بدنبال از بین بردن کل مظاهر مدرنیته هستند .
  3.  رویکرد تجددگرایانه که معتقد است که مدرنیته حاصل تجربه متراکم جامعه انسانی در مغرب زمین است که در یک جغرافیای خاصی تحقق پیدا کرده است. مدرن شدن و توسعه یافتگی یک امر حتمی و ضروری است.
  4. رویکرد تمدن گرایانه نیز معتقد به توسعه گرایی هست ولی توسعه را منوط به فرهنگ خاص و جامعه خاص و جغرافیای خاص می داند. هرجامعه ای به لحاظ دانایی به لحاظ ظرفیت های اجتماعی فرهنگی سیاسی که دارد به فراخور حال خود می تواند الگو و مدل توسعه خودش را داشته باشد.

از زمان حضور امان الله خان در اریکه قدرت و نیز فعالیت های سیدجمال الدین اسدآبادی آهنگ گرایش به سمت نوسازی و نوگرایی اتفاق افتاد و سعی داشتند آنها را در جامعه نهادینه بسازند. هرکدام از آنها در زاویه خاص خود اقدام کردند: امان الله خان به دنبال صنعت و تکنولوژی بود و سیدجمال اسدآبادی نیز تأکید بر آوردن علوم جدید به افغانستان را داشت. در دوره داوودخان  علاوه بر توسعه صنعتی بدنبال توسعه سیاسی نیز بود و در عرصه روابط  بین المللی تلاش داشت با شرق و غرب تعامل سازنده داشته باشد  گرچه دوره بسته ای بحساب می آید.

در دوره پساطالبان ادعا دارند که توسعه همه جانبه می خواهند داشته باشند. گرچه به لحاظ عملی زیرساختها دچار آسیب شده است. گرچه انسجام زیادی وجود ندارد و یک اتحاد معطوف به عمل مشاهده نمی شود اما حداقل آنست که مدعی هستند که می خواهیم در عرصه های مختلف توسعه ایجاد کنیم.

محور دیگر بحث مان در خصوص دانشجویان افغانستانی مقیم ایران است و اینکه نقش آنان در توسعه کشور افغانستان چه می تواند باشد.

وقتی میگوییم دانشجویان افغانستانی مقیم ایران آنهارا از دو گروه دیگر جدا می کنیم یکی دانشجویانی که در افغانستان درس می خوانند و دانشجویانیکه که خارج ازافغانستان و در کشورهای غیرهمزبان درس می خوانند. در ایران ظرفیت های فوق العاده ارزشمند و خوبی برای دانشجویان افغانی وجود دارد که اگر به نحو شایسته ای از آنها استفاده شود فرصت بسیار والایی برای منطقه و حتی در عرصه بین الملل خواهد بود.

به لحاظ دانشگاهی ما توسعه کمی داریم ولی توسعه کیفی وجود ندارد. نزدیک 60% کادر علمی دانشگاهها لیسانسیه های پوهان هستند؛ پوهان یعنی پروفسوری که به لحاظ تحصیل، تحصیلاتشون از لیسانس بالاتر نیست. بنابراین شکافی که به لحاظ علمی بین افغانستان و سایر کشورها وجود دارد بااین اوضاع موجود پر نمی شود. این درحالی است که متون درسی موجود نیز قدیمی هستند و نیاز به بازنگری دارند.

دانشجویانی که در هند و ترکیه تحصیل می کنند مشکل زبان دارند. در اروپاهم اگر زبان را خوب بلد باشند و ارتباط برقرار کنند، بدلیل اختلافات خاص فرهنگی نمی توانند  حامل اندیشه ها و ایده هایی باشند که مناسب و مفید برای جامعه افغانستان باشد. بنابراین میبینیم ظرفیتهایی که برای دانشجویان مقیم ایران وجود دارد بالا است.

دانشجویان افغانستانی و ایرانی زیست جهان مشترک دارند، امکان بهره گیری از تجربیات مشترک، انقلابی که در هردو کشور رخ داد. در داخل افغانستان دانشجویان افغانی فارغ التحصیل از ایران موفق بوده اند: در پست های مهم سیاسی، اقتصادی، قضایی ، ... و به لحاظ ارتقاء علمی در بخش علمی، تحصیلات عالی، معارف ،... .

از16 دانشگاه برتر کشور حداقل 8 تا از آنها مسئولان ارشدشان چه به لحاظ اجرائی یا هیئت علمی فارغ التحصیل ایران هستند و این را نمی توان انکار کرد.

تحولی دیگر که دانشجویان افغانستانی بازگشته از ایران موجب آن بودند تحول ساختار زبان دری است. بهترین روزنامه­هایی که در کابل و هرات وجود دارد مدیر مسئولانشان فارغ التحصیل دانشگاه­های ایران هستند.

با این شرح مختصر از راهبردهایی خواهیم گفت که ما را به یک توسعه فرهنگی تمدن­گرایانه رهنمون سازد.

بخش اول راهبردهایی است که جهت ایجاد ظرفیت در خود دانشجویان است تا هنگامیکه وارد عرصه های فعالیت های سیاسی اجتماعی اقتصادی فرهنگی می شوند منشأ خیر باشند. در این راستا اولین گام آمادگی اخلاقی است اینکه فردی خود را نساخته باشد نه یارای مقابله با ساختار متضمن تبعیض سیستماتیک داخل را دارد و نه یارای مقابله با دخالت­های منافی با منافع ملی که از حوزه های فرا منطقه ای و بین المللی رخ می دهد. در غیر اینصورت بجای آنکه خود راه حل باشد خود مشکل ایجاد می کند.

دومین راهبرد آمادگی علمی و دانش افزایی است. قبلاً خبرگانی داشتیم بدون مدرک ، اکنون دارندگان مدرکی داریم که توان علمی ندارند.

سومین راهبرد تربیت عقلانی است. در مقام مملکت داری رویکرد احساسی و عاطفی سم است و نمی تواند منجر به جامعه تکامل یافته شود.

راهبرد چهارم بحث مسئولیت پذیری است. اگر کسی نسبت به مملکت خود از هر لحاظ چه سرزمینی چه شکوه و اقتدار ملی هویت ملی دغدغه نداشته باشد پس برایش اهمیت نخواهد داشت درد و آلام مردم سرزمینش.

بخش دیگر عرائضم مربوط به ظرفیتهایی است که به لحاظ علمی و معرفت شناختی مطرح می شود. در این زمینه گام اول مسئله شناسی است. بعد از مسئله شناسی نیازسنجی صورت بگیرد و سپس از میان آنها  ان چیزهایی که مورد نیاز است اولویت سنجی کند.

مسئله مورد توجه دیگر عقلانیت است. ساحتهای عقلانیت را باید مورد توجه قرار داد: عقلانیت نظری، علمی، استکشافی و ابزاری... و توسعه بدون اینها امکان ندارد. توسعه باید در خدمت انسان باشد نه انسان در خدمت توسعه.

نکته دیگر ملت سازی است. متأسفانه جامعه کنونی افغانستان فوق العاده منطقه ای و قومی است. به هر قومی که تعلق داری به آن قوم شناخته می شوی، چیزی به نام افغانستان یا  افغانستانی بودن کمتر مورد توجه است.

سه ویژگی ای که ما به اساتید دانشگاه خود گوشزد می کنیم این ها است:

  1. انسان هستید، نه زن و نه مرد. نگاه جنسیتی ممنوع
  2. مسلمان هستید، نه شیعه نه سنی نگاه فرقه ای ممنوع
  3. افغان هستید، نه پشتو نه هزاره نه تاجیک نه بلوچ نگاه قومی ممنوع

درچنین فضایی ورود کردید می توانید منشأ خیر باشید وگرنه خودفرد به یک مشکل تبدیل می شود.

شناخت جایگاه مملکت خود در سپهر فرهنگی و تمدنی از مباحث دیگر قابل توجه است. با شناخت درست از فرهنگ خود و فرهنگ دیگران است که آنوقت می توان براحتی از فرآورده های سالم و مناسب فرهنگ دیگران بهره گر فت و نیز فرهنگ خودمان را به آنها معرفی کنیم.